X
تبلیغات
کتاب پندهایی از حرف های خدا
آشنایی هر چه بیشتر با قرآن
به نام خدای زیبایی ها



«توکل» از ماده «وکالت» به معنای انتخاب وکیل و اعتماد بر دیگری است. هر قدر وکیل توانایی و آگاهی بیشتری داشته باشد، شخص موکل احساس آرامش بیشتری می کند و چون علم خدا بی پایان و توانایی اش نامحدود است اگر انسان بر او توکل کند آرامش فوق العاده ای احساس می کند، در برابر مشکلات وحوادث مقاوم می شود و از دشمنان نیرومند و خطرناک نمی هراسد. در سختی ها به بن بست نمی رسد و پیوسته راه خود را به سوی هدف ادامه می دهد.

انسانی که بر خدا توکل دارد هرگز احساس حقارت و ضعف نمی کند بلکه به اتکای لطف خدا و علم و قدرت بی پایان او خود را فاتح و پیروز می بیند و حتی شکست های مقطعی او را ناامید نمی سازد. هرگاه توکل به مفهوم صحیح کلمه در جان انسان پیاده شود به یقین امید آفرین، نیروبخش و باعث تقویت اراده و تحکیم مقاومت و پایمردی است. البته معنای توکل این نیست که انسان دست از تلاش و کوشش بردارد بلکه باید تا آن جا که توان دارد تلاش کند و منزلگاه ها را یکی پس از دیگری بپیماید، اما آنچه که تلاش کرده و نیز آنچه که از توان او بیرون است، به خدا واگذارد و از الطاف او مدد بگیرد. پس حقیقت توکل که در  اسلام آمده همان اعتماد قلبی در تمام کارها بر خدا و صرف نظر کردن از غیر او است. (منبع http://z-tavakol.blogfa.com/post-9.aspx)
----------------
 و توکل در قرآن ...
ای پیامبر من، تو را میان انبوهی انسان فرستادم که هیچ چیز را درک نمی کنند و کفر می ورزند، از آنان آزرده نشو و محکم بگو: اوست پروردگار من، معبودی جز او نیست، تنها بر او توکل کردم و بازگشت من بسوی اوست.... رعد آیه 30

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

به نام خدا

سوره عنکبوت آیه ۵۶-۶۰):

ای بندگان من:

 هرکجا که می خواهید بروید که زمین خدا وسیع است ولی تنها از او فرمان برید.(اشاره به هجرت در شرایط سخت-هجرت از جامعه ای که بها ندادن به دستورات خدا و عبادت او کم کم در تو نیز اثر می کند) بدانید که بازگشت همه تان به سوی من است.

آیا می دانید پاداش عمل کنندگان به این فرمان الهی چیست؟. چه کسی عمق آن را درک می کند؟.

از چه می ترسی؟ از روزی خود؟ آیا به جنبنده هایی بر روی زمین  که مهاجرت می کنند و چیزی با خود حمل نمی کنند فکر کرده ای که روزیشان از کجاست؟ آیا غیر از این است که روزیشان را خدا می دهد؟

پس نگران چه هستی بنده من؟

تنها کسانی به این پاداش می رسند که در این راه سخت و در برابر مشکلات صبر نمودند و پس از گرفتن تصمیمشان تنها به خدا توکل نمودند و او را وکیل خود قرار دادند.

----------------------------------

قایقی باید ساخت- خواهم انداخت به آب

دور باید شد از این خاک غریب ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 
اولین روز دبستان بازگرد                          شادی آن روزهایم بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی                        بر سوار اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند                           یادگاران کهن باقی ترند

درس های سال اول ساده بود                   آب را بابا به کودک داده بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ            خش خش جاروی بابا روی برگ

همکلاسی های من یادم کنید                باز هم در کوچه فریادم کنید

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود                   جمع بود و کاش تفریقی نبود

ای دبستانی ترین احساس من               بازگرد و مشق ها را خط بزن

-------------

از طرف دوست عزیزم  ابراهیم ایزدی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام آنکه اسمایش برای ما تکراری شده و معنی آنها را درک نمی کنیم...

کدامیک از ما ایمان آورده ایم؟

ایمان چیست؟

سوره حجرات آیه ۱۴): برخی می گویند ما ایمان آورده ایم به آنها بگو نه شما ایمان نیاورده است بلکه بگوئید اسلام آورده ایم زیرا که هنوز ایمان وارد دل های شما نشده است....

یک روز و تنها یک روز سعی کن خودت رو جای کسی که ایمان نداره و به هیچ چیزی معتقد نیست بذاری و ببینی چه فرقی بین کار هایی که اون انجام میده و تو داری انجام میدی وجود داره از اینجا می تونی بفهمی چقدر  ایمان داری!

بدرود....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 6:3 قبل از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خدا

می تونی بهم بگی فقیر کیه و چه خصوصیاتی داره؟

آیا هر کسی که تو خیابون یا هر جای دیگه جلوت رو گرفت و ازت پول خواست و احساساتت رو جریحه دار کرد فقیره؟

فقیر کسیه که ما به ظاهر نمیشناسیمش!   باید بری تو بطن زندگیش تا بفهمی محتاجه....

خوب گوش کن!

سوره بقره آیه ۲۷۳):انفاق براى نيازمندانى است كه در راه خدا(به دلایل مختلفی) فرو مانده‏اند، و نمى‏توانند (براى تأمين هزينه زندگى‏) در زمين سفر كنند. از شدّت خويشتن‏دارى‏، فرد بى‏اطلاع‏، آنان را توانگر مى‏پندارد. آنها را از سيمايشان مى‏شناسى‏. با اصرار، چیزی از مردم نمى‏خواهند. و هر مالى به آنان‏ انفاق كنيد، قطعاً خدا از آن آگاه است‏.

بیایید کمی به آدمایی که در اطرافمون زندگی می کنن بیشتر دقت کنیم...

بدرود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 3:21 قبل از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خدای بی همتا

یک موقع به خودت میآی و می بینی راهی که رفتی پوچ و بیهوده بوده و در این راه کلی حق زیر پا گذاشتی تا به خواستت برسی ولی دیدی که پوچه...

هیچ می دونی بزرگترین عذابی که تو این دنیا سرت میاد چیه؟

اینه که خدا توجهی بهت نداشته باشه و بذاره تو جهل خودت بیشر غلت بزنی!

آیات ۱۴ و۱۵ سوره بقره):آنان که گمراهی را به بهای هدایت خریدند تجارتشان سودی نمی دهد و این خداست که آنها را از یاد می برد و در طغیانشان باقی می گذارد....

می بینی چقدر سخته ؟.....

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خدای آسمان ها

هر از گاهی وقتی به قول خودت از زندگی خسته شدی نگاهی به آسمان بیانداز و ببین که چقدر دور افتاده ای!!

سوره فرقان آیه ۶۳):و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين به نرمى گام برمى‏دارند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مى‏دهند

حالا که این قدر دورافتاده و محجوریم چرا احساس تکبر و غرور به ما دست می دهد؟

مگر ما کی هستیم؟

کمی از خواسته هایت کم کن و در رفتارت تجدید نظر کن...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 9:55 قبل از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام پروردگار جهانیان

آرام گام بردار دوست من! چرا با عجله؟  به کجا می روی؟

بدان در کجا زندگی می کنی...

آنجا که موسی با عشق کفشهایش را در می آورد و قدم به مکان مقدس می گذارد...

سوره طه آیه ۱۲):اين منم پروردگار تو کفش هایت را  بيرون آور كه تو در وادى مقدس طوى هستى.

کفشت رو دربیار دوست من....همین حالا

و با عشق در وادی مقدس قدم بردار.... 

بدرود.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 9:48 قبل از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خدای دانا

صفایی ندارد ارسطو شدن                                                    خوشا پرکشیدن پرستو شدن

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام نامی همیشه جاویدان

سوره ق آیه ۱۶):و ما انسان را آفريده‏ايم و مى‏دانيم كه نفس او چه وسوسه‏اى به او مى‏كند و ما از شاهرگ به او نزديكتريم.

او میداند ما چه می کنیم ولی ما خود نمی دانیم چه می کنیم

جالب است! 

ولی مومنان واقعی چه کسانیند؟

سوره اعراف آیه ۲۰۱):در حقيقت كسانى كه از خدا پروا دارند چون وسوسه‏اى از جانب شيطان بديشان رسد [خدا را] به ياد آورند و بناگاه بينا شوند

مثل یوسف صدیق که آن لحظه رویایی را در حضور زلیخا رقم زد.

سوره مومنون آیه ۹۷):و بگو پروردگارا از وسوسه‏هاى شيطانها به تو پناه مى‏برم

بگو این را که رهایی یابی از هرچه شر و وسوسه نهانی که باعث نابودی ارزش های انسان می شود.

بدرود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خدای بزرگ

هیچ فکر کردید چرا بعضی اوقات به ما میگن کارات مثل بچه هاست؟

یه کم دقیق تر بشیم:

موقعی که یه آبنبات یا چیز بچه پسندی به اونا می دیم خیلی خوشحال می شن و دوست دارن فقط مال خودشون باشه طوری که اگه اون رو ازشون بگیریم ناله و فریادشون بلند می شه و حتی می تونه اثرات خیلی بدی توی رفتارشون بگذاره.

حالا به خودمون نگاه کنیم:

وقتی خدا یه نعمت بزرگی بما می ده گاها خیلی خوشحال می شیم و با گذشت زمان کم کم به خودمون و مقام و منزلتی که بهمون رسیده فخر می فروشیم و احساس می کنیم که باید با بقیه آدم ها فرق داشته باشیم چون مقاممون بالاتره!

حالا با این شرایط اگه این نعمت ازمون گرفته بشه آسمون رو به زمین می دوزیم و اونقدر نا امید می شیم که حتی دست به خودکشی هم می زنیم(مثال های زیادی هست کسایی که بر اثر ورشکستگی حتی خودکشی کردن)

سوره هود آیه ۹):اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانيم سپس آن را از وى سلب كنيم قطعا نوميد و ناسپاس خواهد بود

سوره هود آیه ۱۰):و اگر پس از محنتى كه به او رسيده نعمتى به او بچشانيم حتما خواهد گفت گرفتاريها از من دور شد بى‏گمان او شادمان و فخرفروش است

حالا متوجه شدید چرا بعضی اوقات کارامون مثل بچه ها می شه؟!!

بدرود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خداي رزاق

تهران-پاييز۸۸

با يك كيف سامسونت و ظاهري آراسته بسمت راه آهن با ۱۵۰ تومان در جيب حركت كردم.

۱ ساعت به حركت قطار مانده بود.در ايستگاه اتوبوس بمدت ۲۰ دقيقه منتظر ايستادم ولي اتوبوسي نيامد من هم پول نداشتم كه با تاكسي بروم. ناچارا به يك نفر كه در ايستگاه اتوبوس بود، شرايطم را گفتم كه بسيار عجله دارم و ۵۰۰ تومان پول لازم دارم تا با تاكسي خودم را به راه آهن برسانم.

نگاهي عجيب بمن كرد.چند ثانيه اي عكس العملش را كه بي ميلي و بي پاسخي بود، ديدم و سريعا به راه افتادم.

به درب ورودي دانشگاه رسيدم.به نگهبان ها گفتم كه من دانشجوي همين دانشگاهم و تا ۲۵ دقيقه ديگر بايد به راه آهن برسم  و بمقداري پول احتياج دارم اگر بدهيد ممنون مي شوم.

يكي از نگهبان ها سرش را تكان داد و گفت متاسفم بقيه آنها هم حرفي نزدند.

لحظه اي قلبم گرفت.از اين بي مهري.از اين بي اعتمادي.از اينكه كسي وجود نداشت كه در آن شرايط بمن كمك كند.

ولي بخود آمدم.گفتم يكي ديگر هست كه بي منت كمكت مي كند.آري خدا.

با آرامش روي صندلي ايستگاه اتوبوس نشستم.بعد از ۵ دقيقه اتوبوس آمد و چند دقيقه مانده به حركت قطار خودم را به آن رساندم و خدا را كه تنها ياورم در آن شرايط بود،سپاسگذاري كردم.

سوره ۹ آیه ۶۰):صدقات تنها به تهيدستان و بينوايان و متصديان [گردآورى و پخش] آن و كسانى كه دلشان به دست آورده مى‏شود و در راه آزادى بردگان و وامداران و در راه خدا و به در راه مانده اختصاص دارد اين به عنوان فريضه از جانب خداست و خدا داناى حكيم است

 پولهايت را با خود به كجا مي بري؟ آيا دادن ۵۰۰ تومان در راه خدا و خشنودي بنده خدا آنقدر سخت است كه از آن دريغ مي كني؟

بكجا مي رويم؟ از اين زندگي چه مي خواهيم؟ باور كنيد سعادت در تنگدستي و بخيل بودن و جمع آوري مال و اموال بسيار نيست!!

به خود بياييم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خدای دادرس

آرزویت چیست؟

می خوای بدونی یک کودک سرطانی یا یکی که واقعا محتاجه چه آرزویی داره؟

http://www.kabe-kariman.com/page.php?slct_pg_id=93&sid=1&slc_lang=fa

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 5:29 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خدای دادرس

آیه ۱۲۱ سوره طه):گناه آدم از حرص بود.

آیه ۲۷ سوره مائده):گناه قابیل از حسادت بود.

آیه ۳۴ سوره بقره):گناه شیطان از کبر بود.

گناه تو چیست؟.....................

----------------------------------

خدایا آن را که نخواستی چون آید؟

آن را که نخواندی کی آید؟

ناخوانده را جواب چیست؟

تلخ را چه سود اگرش آب شیرین در جوار است؟

خار را چه حاصل از اینکه بوی گلشن در کنار است؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خدای بزرگ

روزه  تقوا و پرهیزکاری را بهمراه خود برای انسان به ارمغان می آورد( اگر انسان قلبی پاک داشته باشد).همان منتهی الیه آرزوی انسان ها.همان تقوایی که در این روزگار به اندازه سر انگشتی در وجود خیلی از انسان ها نیست....

تقوایی که مجوز ورود به بهشت است.

سوره بقره آیه ۱۸۳):اي كساني كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما جاری و نوشته شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما جاری و نوشته شده بود شايد با تقوا شويد.

فلسفه ماه رمضان و روزه تنها نخوردن و نیاشامیدن نیست!

بعد از این ماه کمی فکر کنید و ببینید که چقدر و از چه لحاظ فرق کرده اید.؟

 بدانید که روزه گرفتن برای شما بهتر است.(بقره ۱۸۴)

امیدوارم این ماه بهتر به خود و اطرافمان بنگریم و آغاز تحولی در درونمان باشد.

بدرود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام  سمیع

بقره ۱۸۶):و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند  من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‏كنم پس  بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند باشد كه راه يابند.

او سمیع است....

تمام حرف ها و نجواهای ما را شبانه روز گوش می دهد.

ساعت اداری برای حرف زدن با او وجود ندارد چون او :

بقره  ۲۵۵):خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبك او را فرو مى‏گيرد و نه خوابى سنگین آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست .....

قدر این ماه رو بدون....با خالقت حرف بزن که صدایت را می شنود.

او سمیع است....

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خداوند مهربان(رحیم)

رحیم=مهربان،غم خوار،بخشایشگر

سوره حجر آیه 49):به بندگانم خبر بده که من آمرزنده مهربانم (غفور الرحیم)

توی خیلی از آیات غفور به همراه رحیم اومده این یعنی اینکه خدا با کمال مهربانی توبه بنده هاش رو می پذیره!  چرا ما غفور و رحیم نباشیم؟

فرض کنید یکی از شریکان کاری من که با او کار می کنم یک روز بمن یکدستی بزنه و با نامردی هرچی پول دارم رو بالا بکشه و متواری بشه.

پس از مدتی یکدفعه در اثر بلایی که به سرش می آد همه پول ها رو از دست می ده و هم از لحاظ جسمی و هم روحی بهش لطمه وارد می شه.بعد از چند روز با اظهار ندامت شدید از کاری که کرده تصمیم می گیره که من رو ببینه و ازم عذر خواهی کنه و...

ولی می ترسه که من رو ببینه و من باهاش برخورد بدی داشته باشم و کار نسنجیده ای بکنم چون قبلا هم همه خصوصیات و اخلاق نه چندان خوب من رو درک کرده بود بخاطر همین از تصمیمش  منصرف می شه  و جرات عذرخواهی از من رو پیدا نمی کنه و با ندامت شدید و فلاکت زیادی به زندگیش ادامه می ده....

تصورش رو بکن! اگه اون توی پیش زمینه فکریش می دونست که من غفور و رحیم هستم چی می شد؟

اونوقت نه تنها باهاش برخورد بد نمی کردم بلکه با مهربانی هرچه تمام تر (رحیم بودن) از گناهش می گذشتم و توبه اش رو قبول می کردم (غفور) و حتی با هم دوباره کار می کردیم!

خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 7:33 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خدایی که دارای اسم های نیکوست

سوره حشر آیه ۲۴):اوست‏خداى خالق نوساز صورتگر كه بهترين نامها و صفات از آن اوست آنچه در آسمانها و زمين است همه تسبيح او مى‏گويند و او عزيز حكيم است .

خیلی از ما ادعا می کنیم خدا را می شناسیم ولی واقعیت چیز دیگریست...

باید ابتدا صفاتش را بشناسیم تا بتوانیم اسم های او را در زندگی خود بکار ببریم و خدای کوچک بشویم!

به امید تو....

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 11:27 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خداوند قاهر

"در آب جوشانی واردشان می کنند و بر سرشان این آب داغ ریخته می شود.مجبورند برای رفع احتیاج آب بنوشند ولی جز آبی بد بو و متعفن و داغ پیدا نمی کنند و از آن نوشانده می شوند که درونشان را متلاشی می کند ولی بدبختی اینجا است که هیچ وقت مرگشان فرا نمی رسد و حتی تخفیفی در عذاب نیست بلکه همیشه در آتشند.بالای سر و زیر پاهایشان را آتش فرا گرفته است که گرم و سوزان است و صورتها و پهلوهایشان بسختی می گدازد.چهره ای عبوس دارند و گویی هر دم و بازدمشان مثل ناله های مداوم و دردناک است."

 (محمد ۱۵   توبه ۳۵   مدثر ۲۹   بقره۲۴   هود ۱۰۶   حج ۱۹   مومنون ۱۰۴   زمر ۱۶   غافر ۷۲   فاطر ۳۶)

 

تصورش را بکن! در این حال از بهشتیان تقاضای مقداری آب کنی سپس از جایی بشنوی که به شما چیزی نمی رسد و خداوند اینها را برای کافران حرام کرده است!. (اعراف ۵۰)

تصورش را بکن! از خدا بخواهی فقط یک روز از عذاب را بردارد ولی ندایی بعنوان پاسخ مثبت نشنوی!. (غافر ۴۹)

آنگاه ندایی می رسد آری این خداست که می فرماید:

من شما را امروز فراموش کردم چون شما این روز را تکذیب و سپس فراموش کردید این شما بودید که می گفتید آتش جز چند روزی بما نمی رسد!

آخر چرا چیزی را که نمی دانستید به خدا نسبت دادید؟مگر برای این حرفتان مدرکی از طرف خدا داشتید؟ آری این شما بودید که آیات و نشانه ها را به بهای ناچیزی فروختید و آنها را کتمان کردید.حال بمن بگوئید که به چه اندازه و چگونه بر این آتش و عذاب شکیبایی می کنید؟!!

می خواهم ببینم موقعی که این آتش را از مکانی دور می بینید و صدای وحشتناک و خشم آلودش را که با نفس زدن همراه است مي شنويد در حالي كه به غل و زنجير كشيده مي شويد چه حسي داريد؟.

امروز يك بار فرياد واويلا و زاري سر ندهيد بلكه چندين بار واويلا بگوئيد...                                            

(جاثيه ۳۴   بقره ۸۰و۱۷۴و۱۷۵   فرقان ۱۱و۱۴۰)

روزهايي كه مي توانستي جبران كني را در دنيا از دست دادي،چقدر فرصت داشتي ولي اعتنايي نكردي،چقدر اين و آن را كه آزاري به تو نمي رساندند آزردي و از خود راندي،چقدر حق را كتمان كردي و به ناحق تبديل كردي،چقدر مردم بيگناه رو كشتي،چقدر......

"تو خود را به دست خود به هلاكت رساندي" 

بدرود

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 10:13 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام او که جانمان در دست اوست

 

اثبات سرعت نور توسط قرآن

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام نور زمين و آسمان ها

آيه 17 سوره بقره): مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ

 مثال منافقان بمانند مثال كسي است كه در تاريكي آتشي را روشن مي كند و آن آتش اطرافش را روشن مي كند ولي خدا  آن نور را مي برد و آنها در تاريكي ها و ظلمات باقي مي مانند و چيزي را نمي بينند.

منافقان گر چه در تظاهر به نور ايمان دارند اما باطنشان آتش است(نار) و اگر نوري هم باشد ضعيف و خفيف است و كوتاه مدت.

در زندگي انسان بيراهه فراوان است اما راه مستقيم كه به سرمنزل مقصود مي رسد تنها يكي  است.از آن گذشته پرده هاي ظلمت و طوفان هاي وحشتناك و حوادث گوناگون در طول اين راه  فراوان خواهد بود.

چراغ پرفروغي كه از اين حوادث مصون باشد لازم است كه اين پرده هاي ظلمت را بشكافد و در برابر طوفان ها مقاومت كند و آن چيزي جز چراغ عقل و ايمان  نيست.

و جالب اينجاست كه منافقان براي رسيدن به نور از آتش(نار) استفاده مي كنند،آتشي كه هم دود دارد و هم خاكستر و هم سوزش!

در حالي كه كساني كه دلشان با خداست و در راه مستقيمند،از نور حقيقي بهره مي برند همانطور كه بسيار زيبا مي فرمايد:

آيه 8 سوره تغابن):به خدا و پيامبر و نوري كه فرو فرستاده(قرآن) ايمان بياوريد و خدا به آنچه مي كنيد بيناست..

آيه 35 سوره نور):خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشه‏اى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت‏ خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مى‏شود نزديك است كه روغنش هر چند بدان آتشى نرسيده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است‏ خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مى‏كند و اين مثلها را خدا براى مردم مى‏زند و خدا به هر چيزى داناست

و جالب اينجاست عده اي مي خواهند اين نور را با دهانشان خاموش كنند!!

بنظر شما مي توانند؟؟!

آيه 32 سوره توبه):مي خواهند نور خدا را با سخنانشان خاموش كنند در حالي كه خداوند نمي گذارد و نور خود را كامل مي كند! اگر چه كافران را خوش نيايد!!.

بدرود..

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خالق انسان ها

سوره ۲۳ آیه ۸۷):و اوست آن كس كه براى شما گوش و چشم و دل پديد آورد چه اندك سپاسگزاريد.

سوره ۱۶ آیه ۷۸):و خدا شما را از شكم مادرانتان در حالى كه چيزى نمى‏دانستيد بيرون آورد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد باشد كه سپاسگزارى كنيد.

اهمیت وجود جوارح بدن را چطور درک می کنیم؟. بنده شخصا می گم هیچ!.

حتما باید چیزی رو از دست بدهیم که به یادش بیافتیم...

دیشب همراه یکی از دوستان بودم و مسیری رو با پوشاندن چشم طی کردم و دقیقا درک کردم که اگر چشم نداشتم یا اگر به هر دلیلی آن را از دست می دادم چه اتفاقی می افتاد..

شما هم می توانید امتحان کنید.مجانی است...!

از دست دادن چشم ظاهری یک مسئله است و از دست دادن چشم باطنی مسئله بسیار بزرگ تری است...

سوره ۴۷ آیه ۲۳):اينان همان كسانند كه خدا آنان را لعنت نموده و [گوش دل] ايشان را ناشنوا و چشمهايشان را نابينا كرده است .

سوره ۲۲ آیه ۴۶):آيا در زمين گردش نكرده‏اند تا دلهايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوشهايى كه با آن بشنوند در حقيقت چشمها كور نيست ليكن دلهايى كه در سينه‏هاست كور است.

بدرود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:20 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خدای هنرمند

موسیقی چیه؟

باشه یا نباشه؟

آیا همه انواع اون خوبه یا اصلا خوب نیست و انسان رو از خدا دور می کنه؟

علما و مردم کوچه بازار چه نظری دارن اصلا خودت چه نظری داری؟!

اصلا ببینم تا حالا درباره موسیقی چیزی برات سوال شده؟! اگه داری بفرما تا یکم دربارش همفکری کنیم شاید تونستیم به جوابی برسیم.....بسم الله.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 9:17 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خداي آزادى خواه

256 بقره)لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

اين آيه، آيه كليدي در قرآن است.آنجا كه آزادي واقعي را بيان مي كند.

اين خداييست كه من دنبالش مي گشتم نه آن خدايي كه از بچگي بهم معرفي كرده بودند.

خدايي كه بنده هايش را مي شناسد و اگر هم به ظاهر(در نظر ما) بر آنها سخت مي گيرد فقط و فقط بخاطر خودشان است.

بعد از آن همه نصيحت ها و حرف ها و حكم ها و دستورات،نمي گويد كه چون من مالك شما هستم بايد از دستورات من تبعيت كنيد و هركس اين كار را نكرد سوسك مي شود!

بلكه كار را به خودمان واگذار مي كند.مي فرمايد:ببين بنده عزيزم! راه درست و نادرست رو بهت نشون دادم و هر چيزي رو هم كه براي يك زندگي ايده آل و خوب لازم بود،با حرفام بهت گفتم.حالا اين توئي و نفست!

ولي بنده من  اگه از راهي كه پيش رويت گذاشتم نري،بدون كه به من ضرري نمي رسوني بلكه خودت رو نابود مي كني ولي اگه توي راه من باشي،بدون كه به دستاويز محكمي چنگ زدي كه هيچ چيزي باعث سقوطت نمي شه...

--------------------------

روزمرگي منجلابي است كه عزيزترين ارزشهاي خدائي انسان هر روز در آن فرو مي رود      دكتر شريعتي

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 1:1 قبل از ظهر  توسط امین نعمتی | 

 بنام خدای زیبایی ها

بوي باران؛ بوي سبزه، بوي خاك؛

        شاخه هاي شسته، باران خورده، پاك؛

                   آسمان آبي و ابر سپيد، برگ هاي سبز بيد؛

                           عطر نرگس، رقص باد، نغمه شوق پرستوهاي شاد؛                                نرم نرمك مي رسد اينك بهار....

                                          سال نو مبارك

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام او که جانمان در دستش است

شوری 18):کسانی که به قیامت ایمان ندارند،شتابزده آن را می خواهند و کسانی که ایمان آورده اند از آن هراسناکند و می دانند که آن حق است.بدان که آنان که در مورد قیامت تردید می ورزند،قطعا در گمراهی دور و درازی اند.

۱)عده ای بسیار با احتیاط گام بر می دارند و از آن حراسناکند و سعی می کنند در این فاصله بین زندگی این دنیا تا مرگ از لحظه به لحظه زندگی بهره بگیرند.اینان احساس می کنند که لحظه به لحظه به بن بست زندگی نزدیک می شوند و باید کوچ کنند.....

۲)عده ای دیگر آن را در نظر خود دور می پندارند و از آن غفلت می کنند.اینان احساس می کنند که راه رسیدن به قیامت مثل جاده ای همواری است که انتهای آن جایی است که به چشم نمی آید و می گویند:"حالا حالاها وقت داریم!".

۳)عده ای هم به آن ایمان ندارند و از روی استهزاء می گویند: "پس این  قیامت کی برپا خواهد شد؟ ما مشتاقانه در انتظارش هستیم!".

متاسفانه اینان نمی فهمند و در گمراهی خود فرو ر فتند.

بدرود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 8:25 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خداوند هستی آفرین

دو "من" در زندگیمان نقش ایفا می کنند.

یک "من" بیرون که همیشه با یک عقل حسابگر کار می کند و سرش در آخور خود  بند است و روز به روز پوست کلفت تر می شود،گوشتش زیاد می شود و چربی می بندد.

"من" دیگر ، "من" وجودی است که:

-->در راه یک هدف از تمام منافع و خویش می گذرد و لذت را که احتیاج بدن است نابود می کند و رنج را می پذیرد.

-->برای یک ایده آل و موقع انتخاب، دیگری را بجای خودش انتخاب می کند.

-->خود را ترک می کند،فدا می کند و شهادت و مرگ را برای یک ایده آل و یک ارزش و یک ایمان انتخاب می کند.

-->برای زندگی دیگران و برای اینکه دیگری زنده بماند خود را فدا می کند.

-->برای زنده ماندن یک فکر،نابودی خویش را بدست خویش در کمال شعور و آگاهی و آزادی انتخاب می کند.

گاهی اوقات آنقدر به "من" اولی بها می دهیم که انسان درونمان("من" دوم) دائما  کوچک و لاغر و ضعیف می شود و در نهایت آن را خفه می کند و از آن جز خاطره چیزی دیگر باقی نمی گذارد(یعنی انسایت بر باد رفته!).

اما خدایی که این "من" ها را بوجود آورده چه نظری دارد؟

شمس آیات 7 تا 10:قسم به نفس و آنکس که آن را درست کرد سپس راه درست و نادرست را به او نشان داد که هرکس آن را پاک گردانید(به "من" وجودی توجه کرد) قطعا رستگار گردید و هرکس آلوده اش ساخت(تنها به "من" اول پرداخت) قطعا می بازد!.

می گوید:رستگار دهقانی شد که بذر آن خویشتن خویش که در زیر کود و خاک مدفون شده را پرورش داد و رویاند و کسی که این بذر را در اندام خویش پنهان داشت،خود را تباه کرد.

 کمی با خود فکر کنیم! ما کدامیک از "من" ها را در خود پرورش داده ایم؟

-------------------------------------برگرفته از سخنان دکتر شریعتی----------------------------------------

بدرود.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام عالم غیب

سلام دوستان.

اگر خدا بخواهد می خواهیم در رابطه با "عالم غیب" بحث کنیم و انشاءالله به نتیجه خوبی برسیم.

منظور از عالم غیب در اینجا عالمی است در این دنیا که از آن حس فیزیکی نداریم ولی گاهی اتفاقاتی عجیب برایمان می افتد که احساس مان بر وجود عالم نهانی در این دنیا تقویت می شود(مثل رویا دیدن در خواب یا...)

مطلب بسیار شیرین و در عین حال ترس آوریست.

ترس از این جهت که به عظمت خدای دانا پی می بریم...

هر کدام از شما که مشاهدات عینی دارد یا از منابع معتبر مطلبی دارد در این باره که باعث روشن شدن موضوع برای دوستان می شود...بسم الله

----------------------------------------------------

گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار.آن طرف،حیاط خانه خداست.

مدام در می زنم و می گویم دلم در حیاط خانه شما افتاده،می شود آن را به من پس بدهید؟

کسی جوابم را نمی دهد اما همیشه دستی دلم را می اندازد این طرف دیوار.

من این بازی را دوست دارم و آنقدر ادامه می دهم تا بگویند خودت بیا و دلت را ببر.

من می روم آن طرف دیوار ولی دیگر برنمی گردم.....

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 6:43 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام خداوند سبحان

صف آیات 2و3):ای مومنان چرا چیزی که می گویید،بدان عمل نمی کنید؟ نزدخدا ناپسند است که چیزی را بگوئید و بدان عمل نکنید.

حرف با عمل باید رابطه تنگاتنگی داشته باشد.

حرف های خوب،خبر از جامعه ایده آل و پاکیزه و.... زیباست و یک ارزش است ولی بدون عمل ممکن است یک ضد ارزش شود.

آنهایی که خبر از اسلام ناب می دهند و می گویند اگر فلان کار را کنیم جامعه اصلاح می شود و پای منبر گوش مردم را برای خود می گیرند و حتی به اندازه دانه خردلی در جهت رسیدن به آن آرمانی که ترسیم کرده بودند،تلاش نمی کنند و مفت مفت می خورند،به نظرتان مستحق چیستند؟ آیا خدا از این دوگانگیشان به خشم نمی آید؟ آیا آنها مستحق پاداشند؟!

اینکه خود من بقیه را بسوی نور بخوانم و بگویم مثلا انفاق کنید یا اینکه امر به معروف و نهی از منکر کنم و در عمل این را نشان ندهم،آن موقع است که مستحق خشم خدا هستم.می دانید چرا؟

چون کسانی که به حرف های من گوش داده اند و کارهایی که به آنها گفته ام انجام داده اند،هنگامی که می بینند خود من علاقه ای به انجام آن کارها نشان نمی دهم،دلسرد می شوند.

ولی ظاهرا این وبلاگ جولانگاهی برای حرف های خوب است و شما خوانندگان نمی توانید عمل کردن من را ببینید و کنترل کنید!.

بدرود.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 

بنام آفريننده انسان ها

بروج آيات 13و14):خداست که (جان ها را) آغاز می کند و بازمی گرداند.

سخت است......اينكه به ياد سالهايي بيفتي كه بي خبر از همه چيز و همه كس بودي...از اينكه يك گنجينه را نداشتي  و كوركورانه به جلو مي رفتي......وقتي به آن همه سال كه به بيهودگي گذشت فكر مي كنم،از خود بي خود مي شوم و احساس غريبي بهم دست مي دهد،احساس شرمندگي، ديگر نمي خواهم زنده بمانم ولي نه اميدوار به آينده مي شوم.با خود مي گويم شايد بتوانم خود را و اعمال خود را اصلاح كنم.آري اگر خدا بخواهد مي توانم.

يك بسم الله مي گويم و 21 سالگي را آغاز مي كنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 10:9 بعد از ظهر  توسط امین نعمتی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
لطفا با فکر آزاد وارد شوید.
ممنون!.

پیوندهای روزانه
1
رفتار بچه گانه
در راه مانده
آرزو
حسادت
رمضان
سمیع
رحیم
اسم های خدا
سیمای جهنم
اثبات سرعت نور توسط قرآن
نور
چشم
آزادی
عید
تبرک جستن
غفلت
من چند تا منم؟
عالم غیب
حرف و عمل
ابراهيم ؛ الگوي همه بت شكنان
دل و سنگ
سوره نسا’
9 از 30
11 از 30
12 از 30
13 از 30
14 از 30
15 از 30
16 از 30
16 از 30
17 از 30
18 از 30
19 از 30
20 از 30
21 از 30
22 از 30
23 از 30
24 از 30
25 از 30
26 از 30
27 از 30
28 از 30
29 از 30
پایان حجت خدا بر مردم
قصاص
بقره
یتیم و فقیر
حرف زدن خدا با انسان ها
انفاق
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1392
آبان 1390
بهمن 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
کمال
علی شریعتی
quran
خیر
فرزاد رضایی
کشتی
تماشاگه
مهرا
جاده اي رو به خدا
paper
حسمس
مهندس خسته
اعجاز قرآن
کوچه گردان عاشق
ايستگاه تامل
ایمان آئینه دار(منتقد فیلم)
مثل سیب سرخ قصه ها
پرندگان
مسعود پاك آيين
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM