تبليغاتX
کتاب پندهایی از حرف های خدا - من چند تا منم؟!

بنام خداوند هستی آفرین

دو "من" در زندگیمان نقش ایفا می کنند.

یک "من" بیرون که همیشه با یک عقل حسابگر کار می کند و سرش در آخور خود  بند است و روز به روز پوست کلفت تر می شود،گوشتش زیاد می شود و چربی می بندد.

"من" دیگر ، "من" وجودی است که:

-->در راه یک هدف از تمام منافع و خویش می گذرد و لذت را که احتیاج بدن است نابود می کند و رنج را می پذیرد.

-->برای یک ایده آل و موقع انتخاب، دیگری را بجای خودش انتخاب می کند.

-->خود را ترک می کند،فدا می کند و شهادت و مرگ را برای یک ایده آل و یک ارزش و یک ایمان انتخاب می کند.

-->برای زندگی دیگران و برای اینکه دیگری زنده بماند خود را فدا می کند.

-->برای زنده ماندن یک فکر،نابودی خویش را بدست خویش در کمال شعور و آگاهی و آزادی انتخاب می کند.

گاهی اوقات آنقدر به "من" اولی بها می دهیم که انسان درونمان("من" دوم) دائما  کوچک و لاغر و ضعیف می شود و در نهایت آن را خفه می کند و از آن جز خاطره چیزی دیگر باقی نمی گذارد(یعنی انسایت بر باد رفته!).

اما خدایی که این "من" ها را بوجود آورده چه نظری دارد؟

شمس آیات 7 تا 10:قسم به نفس و آنکس که آن را درست کرد سپس راه درست و نادرست را به او نشان داد که هرکس آن را پاک گردانید(به "من" وجودی توجه کرد) قطعا رستگار گردید و هرکس آلوده اش ساخت(تنها به "من" اول پرداخت) قطعا می بازد!.

می گوید:رستگار دهقانی شد که بذر آن خویشتن خویش که در زیر کود و خاک مدفون شده را پرورش داد و رویاند و کسی که این بذر را در اندام خویش پنهان داشت،خود را تباه کرد.

 کمی با خود فکر کنیم! ما کدامیک از "من" ها را در خود پرورش داده ایم؟

-------------------------------------برگرفته از سخنان دکتر شریعتی----------------------------------------

بدرود.

نوشته شده توسط امین نعمتی در سه شنبه ششم اسفند 1387 ساعت 0:27 قبل از ظهر | لینک ثابت |

دریافت نسخه موبایل سایت