بنام خداوند هستی آفرین
دو "من" در زندگیمان نقش ایفا می کنند.
یک "من" بیرون که همیشه با یک عقل حسابگر کار می کند و سرش در آخور خود بند است و روز به روز پوست کلفت تر می شود،گوشتش زیاد می شود و چربی می بندد.
"من" دیگر ، "من" وجودی است که:
-->در راه یک هدف از تمام منافع و خویش می گذرد و لذت را که احتیاج بدن است نابود می کند و رنج را می پذیرد.
-->برای یک ایده آل و موقع انتخاب، دیگری را بجای خودش انتخاب می کند.
-->خود را ترک می کند،فدا می کند و شهادت و مرگ را برای یک ایده آل و یک ارزش و یک ایمان انتخاب می کند.
-->برای زندگی دیگران و برای اینکه دیگری زنده بماند خود را فدا می کند.
-->برای زنده ماندن یک فکر،نابودی خویش را بدست خویش در کمال شعور و آگاهی و آزادی انتخاب می کند.
گاهی اوقات آنقدر به "من" اولی بها می دهیم که انسان درونمان("من" دوم) دائما کوچک و لاغر و ضعیف می شود و در نهایت آن را خفه می کند و از آن جز خاطره چیزی دیگر باقی نمی گذارد(یعنی انسایت بر باد رفته!).
اما خدایی که این "من" ها را بوجود آورده چه نظری دارد؟
شمس آیات 7 تا 10:قسم به نفس و آنکس که آن را درست کرد سپس راه درست و نادرست را به او نشان داد که هرکس آن را پاک گردانید(به "من" وجودی توجه کرد) قطعا رستگار گردید و هرکس آلوده اش ساخت(تنها به "من" اول پرداخت) قطعا می بازد!.
می گوید:رستگار دهقانی شد که بذر آن خویشتن خویش که در زیر کود و خاک مدفون شده را پرورش داد و رویاند و کسی که این بذر را در اندام خویش پنهان داشت،خود را تباه کرد.
کمی با خود فکر کنیم! ما کدامیک از "من" ها را در خود پرورش داده ایم؟
-------------------------------------برگرفته از سخنان دکتر شریعتی----------------------------------------
بدرود.



